خاطرم نیست تو از بارانی
یا که از نسل نسیم
هر چه هستی گذرا نیست هوایت ،بویت
فقط آهسته بگو
با دلم می مانی؟...
سلام
این قافله عمر عجب میگذرد دریاب دمی که با طرب میگذرد
یه سال هم از این عمر بی حاصل گذشت و من یه سال پیرتر شدم
از همین جا از همه کسایی که منو شرمنده کردن
و تولدم رو بهم تبریک گفتند تشکر میکنم
باشد که جبران کنم
همتون رو دوست دارم به قولی همین الان........
۵/۲۸/....
باش تا باشم
هی
سوال و
هی
سوال
هی
دلم لبریز تفسیر محال
هی
خیالم رنگ رنگ از یاد تو
هی
دلم در انتظار لحظۀ دیدار تو
هی
بهانه از نبودن های تو
هی
هراسانم فراموشم کنی
چون چراغی
با طلوع صبح خاموشم کنی
هی
تنم می لرزد اینجا نیستی
سردم است و
فکر سرما نیستی
هی
تو میخندی به رویاهای من
کی تو باور می کنی شکل محبتهای من؟
هی
تو عشقی
من تمنایی خموش
می بری از یاد من هی عقل و هوش
هی
به قلبم هی نزن آرام من
باش تا باشم کنارت
عشق بی پروای من
همه ما به عشق محتاجیم. عشق به اندازه خوردن،وخوابیدن بخشی از سرشت ما انسانهاست.
گاهی در تنهایی به غروبی زیبا مینگریم و میاندیشیم:
این زیبایی چه اهمیتی دارد،وقتی کسی نیست که با ما به نظاره آن بنشیند.
در چنین مواقعی باید از خودمان بپرسیم چند بار کسی از ما عشق خواسته و ما روی برگرداندیم؟
چند بار هراسان شدیم که به کسی نزدیک بشیم و با اطمینان بهش بگیم که دوستش داریم؟
پس:
از تنهایی دوری کنیم،تنهایی مانند اعتیاد به خطرناکترین مخدراست
واما اگه غروب دیگه واست معنایی نداره فروتن باش و به دنبال عشق برو..........
وبدانیم که :
مثل دیگر موهبت های معنوی،هرچه بخشنده تر باشی ،بیشتر بهره مند خواهی شد.
.
.
واسه غیبت طولانی ام منو عفو کنید
ممنونم که به من سر میزنید و خبرم رو میگیرید
همتون و دوست دارم
دادا
گلکم نازکم، گله کم کن، کمکم کن کمکم کن

چونکه از همیشه دیوونه ترم با من باش
چونکه آبروی عشق و می خرم با من باش
چونکه بد جوری سزاوار توام با من باش
حالا که حوصله ات و سر می برم با من باش
باش تا بهتر و بهتر باشم
باش تا از این همه سر باشم
باش تا هق هق من بند بیاد

باش که چشم من آفتاب می خواد
گاهی روزها و هفته ها میگذرد و ما از کسی رفتار محبت آمیزی نمیبینیم .
چنین دوره هایی دشوار هستند،به نظر میرسد که محبت از میان انسانها
رخت بربسته است وزندگی فقط زنده ماندن شده است.
باید نگاهی به آتشدان خود بیندازیم. باید کنده های بیشتری در آن بیندازیم
و بکوشیم که سرای تاریک زندگی خود را روشن کنیم.
وقتی صدای جهیدن چوب در آتش را شنیدیم و داستانی را که شعله ها نقل
میکنند،خواندیم، امید به ما باز میگردد.

اگر به عشق ورزیدن قادر باشیم به معشوق بودن نیز قادریم
فقط قدری زمان لازم است
سلام
سلام به همه دوستان عزیزم !
با یه غیبت۲ماهه از امروز اومدم که بازم منو تحمل کنید.
اگه بهتون سر نمیزدم شرمنده ام این دادای کوچیکتون رو ببخشید با بزرگواریتون .
نمیشد که بیا م آخه قصه اش درازه حالا به مرورواستون مینویسم :
(که قصه چی بود و مسبب کی بود)
از همه عزیزانی که منو تو این مدت از یادشون نبردند .
و خبرم رو میگرفتند نهایت تشکر را دارم.
باشد که جبران کنم ...............................
کوچیک همه شما ..... دادا
سلام
حالم راجع به یه موضوعی گرفته است فجیع......
اول: اینکه اینقد دلم میخواد این شعر معین رو گوش کنم
روزگاری یار من بودی و یار من نبودی
ماه من بودی ولی در شام تار من نبودی
در بهار آرزو ای گلبن عشق و جوانی
غرق گل بودی ولی باغ و بهار من نبودی......................
دوم: اینکه شما تا حالا کلمه "زاپاس" رو شنیدین؟
بچه که بودم
یه بازی داشتیم اونم این بود که این لاستیک کهنه های ماشین و میگرفتیم
وبا دست یا یه تخته بهش ضربه میزدیم ودنبالش هی میدوئیدیم ومسابقه میدادیم.
تو این دو رو دسته از بچه ها نه که ما بابا مون ماشین داشت هر دفعه یه لاستیک میبردم و
پزش و میدادم همش هم حواسم بود که ببینم باباهه کی لاستیکای نو میبنده که من
زاپاسش رو بردارم .آخه لاستیک زاپاس و مینداخت دور منم که منتظر بودم بچه ها هم
همینطور که لاستیک فبلیه رو بدم به اونا خلاصه وصف زاپاس اتول ابوی امشب شده نقل من
اون موقعه ها این کلمه رو خیلی دوست داشتم (زاپاس)ولی الان حالم ازش بهم میخوره.
چرا؟ خب گفتم که آخه نقل منه ... دیگه گیر ندین....... بیخیال
سوم:اینکه نو که میاد به بازار کهنه میشه دل آزار رو چی اینو هم که حتما" شنیدین!؟
چهارم:راسی میدونی فرق آ.خ.و.ن.د با پاترول چیه؟
پنجم: پنچرم..............
آهای با توام میتونی پنجریم و بگیری؟
والنتین


از اون موقعی که بچه بودم و میدیدم و یاد گرفتم تو این روز یه هدیه
به اونی که دوسش داشتن میدادن و ابراز عشق میکردن
تو کتابهای تاریخی هم خوندم که تو این روز زنها روازانجام کارمعاف میکردن.
و بر تخت شاهی می نشوندن و از آنها اطاعت میکردند.

خب حالاحرف اینجاست اون قدیم بودواین رسم ورسوم وغیره ومعذالک.....
الانه که خانمها هر روز معاف از کارهستند یعنی امر به کار میکنن
و اطاعت از اونها روهم که دیگه خودتون بهتر از بنده میدونید و استادید!
خدا نگه داره جونهای امروزی رو.

خب پس هر روزمان والنتین هستش ؟
شما ها با من موافق نیستید؟
والنتین رو به شما دوستای خوب وبلاگی تبریک میگم
خداکنه که بتونید به اونی که دوسش داری ابراز عشق بکنید .
پ.ن:تو عزیزتر از آنی که ازتودلگیر بشم........
